شهیدانِ شاهد
 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393 توسط مرتضی

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393 توسط مرتضی
نمی دانید که چقدر خوشحال هستم که امشب حمله می کنیم.آرزوی شهادت مرا دیوانه کرده است و شهادت را جلوی چشمانم می بینم…
 
بی قرار بی قرار است از شوق پیوستن ،  از عطش رسیدن .شعف در وجودش فریاد می کشد.عشق در کلامش موج می زند. عاشق که باشی ، امید لحظه وصال پروازت می دهد در آسمان خیال های عاشقانه.در افق پروازی سبک بالانه.پروازی که ایثار سر می ساید و سجده گاه نگاهی که  عشق  فوران می کند.تشنه است. سیراب می شود وقتی جان به جانان تسلیم کند.رویت تلالو تابناک خورشید وجودش ، چشم دیدن می خواهد و دیده دزدینی وپلک فرو بستنی از این تلاقی نور مستقیم آفتاب…

 


چقدر شاد است و مسرور از این اتفاق شبانگاهی که قرار است او را به اصلش برساند. حکما شیرین است  و خواستنی، لحظه وصلی که انتظارش او را چنین دیوانه کرده است. اصلا جنون ،سر آغاز شیدایی و سر سپردگی مردان بی ادعا است.آسمان ایثار،مملو است از ستارگان مجنونی که عشق به معبود درهای دیوانگی را برویشان گشوده است…

حال به چه سان باید بشناسانیم چنین چراغهای فروزان آسمان هدایت  را که ؛در اقیانوس بی کران گمنامیشان ،عشق جان می گیرد و ایثار قد می کشد و جان سپردگی معنی می دهد؟!…

نمی دانید که چقدر خوشحال هستم که امشب حمله می کنیم.آرزوی شهادت مرا دیوانه کرده است و شهادت را جلوی چشمانم می بینم…

 شهید محمد رضا نیکخواه بهرامی

قطعه ۲۷/ردیف ۶/شماره ۱

 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوازدهم مرداد 1393 توسط مرتضی
در حمله موشکی شبانه رژیم صهیونیستی به غزه،دو برادر فلسطینی در آغوش یکدیگر به شهادت رسیدند...

 


نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم تیر 1393 توسط مرتضی

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم تیر 1393 توسط مرتضی
شهید حسن فتاحی معروف به حسن آمریکایی... بیسیم چی گردان غواص لشکر امام حسین .... معروف به حسن سر طلا... منطقه نهر خین عملیات کربلای چهار به شهادت رسید ... پیکر مطهرش هنوز هم برنگشته .... این اخرین عکس حسن است ...

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم تیر 1393 توسط مرتضی

سرداررشیداسلام مداح اهل بیت شهید محمدرمضانی لالیمی

 

دلم برای نگاهت عجیب دلتنگ است
واسمان دل من همیشه بی رنگ است
ندیدمت وهنوزم درانتظارتوام
وراه بین من وتو،هزارفرسنگ است
پدربیاکه بگویم سلام بابایی!
همین ترانه که همیشه بدون اهنگ است
بیاکه دخترت امروزبال وپرزده است
وبغض راه گلویش شبیه یک سنگ است
نیامدی وبرای توشعرمیگویم
درون دفترشعرم برای توجنگ است
تورفتی ودل من حسرت تورادارد
برای دیدن بابا همیشه دلتنگ است....
(شیدا)

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هجدهم خرداد 1393 توسط مرتضی
 عکسی که می بینید، در سال های دفاع و در مناطق عملیاتی گرفته شده است. صرف نظر از طنزی که رزمندگان جانباز با نحوه چینش خودشان به عکس داده اند، یک نکته مهم در آن وجود دارد.این عزیزان فقط با توجه به ظاهرشان در این عکس، همگی از جانبازان بالای 70 درصد هستند و با این حال، در منطقه عملیاتی حاضر شده اند.به نظر شما،در وادی مردانگی، چه جایگاهی باید به این مردان داد؟


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393 توسط مرتضی
درسالروز ولادت با سعادت مولود کعبه امیرالمومنین علی(ع)وروز پدریادوخاطره همه پدران آسمانی راگرامی میدارم.

تصویر زیرمربوط  به خودم با پدربزرگ مادری مرحوم حاج سلطان صالحی وپدر شهیدم شهیدمحمدرمضانی لالیمی درحرم مطهرامام رضا(ع) می باشد چندین ماه قبل ازشهادت شهید دردی ۶۵.

تصویر دیگر مربوط به پدربزرگ مهربان ودلسوزم ،کسی که بعد از شهادت پدر دست نوازش برسرم بود ودو سال است که به فرزندش پیوست مرحوم حاج بابا رمضانی لالیمیک سال قبل از فوت برروی سکوی منزل با آن عصای زیبایش.

 

روحتان شاد ای پدران آسمانی ام


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393 توسط مرتضی

روز وصل دوستداران یاد باد

یاد بادآن روزگاران یاد باد

ازچهره های خندان مشخص است که چه حال وهوایی درجبهه ها حاکم بود وچه روحیه وصفا وصمیمیتی.

تصویر بالا درجبهه جنوب گرفته شده وشایداحتمالا هفت تپه مربوط به سال ۶۴ ویا ۶۵.

نفرآخر درتصویر شهید رمضانعلی زارع ازجوجاده دودانگه ساری وبعد ازآن شخصی که درحال خندیدن دردوربین هست وبدن وسرش کامل مشخص نیست درمرکزتصویرپدرشهیدم شهید محمدرمضانی لالیمی.درجلوی تصویر.نفراول جانباز پاسداربرادرقدیری .ازهویت دونفردیگراطلاعی ندارم .اگراحیانا کسی آنهارامی شناسد اطلاع دهد .دنبال افراد گمشده درتصاویر شهید می گردم برای ثبت خاطرات.


نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393 توسط مرتضی

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هشتم اردیبهشت 1393 توسط مرتضی

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هشتم اردیبهشت 1393 توسط مرتضی

نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 توسط مرتضی

(آیه 16 سوره ق):
ولقد خلقنا الأنسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب الیه من حبل الورید

انسان را آفریدیم و از مکئونات و وسوسه‏ های نفس او آگاه هستیم و از رگ گردنش به او نزدیک تریم.

نامه شهید علی خلیلی به رهبر معظم انقلاب ۱۵ روز قبل از شهادت

سلام آقا جان!
امیدوارم حالتان خوب باشد. آنقدرخوب که دشمنانتان از حسودی بمیرند و از ترس خواب بر چشمانشان حرام باشد.
اگر از احوالات این سرباز کوچکتان خواستار باشید،خوبم؛دوست انم خیلی شلوغش میکنند. یعنی در برابر جانبازی هایی که مدافعان این آب و خاک کرده اند،شاهرگ و حنجره و روده و معده من عددی نیست که بخواهد ناز کند…
هر چند که دکترها بگویند جراحی لازم دارد و خطرناک است و ممکن است چیزی از من نماند…من نگران مسائل خطرناک تر هستم… من میترسم از ایمان چیزی نماند.
آخر شنیده ام که پیامبر(ص) فرمودند: اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، خداوند دعاها را نمی شنود و بلا نازل میکند. من خواستم جلوی بلا را بگیرم.اما اینجا بعضی ها میگویند کار بدی کرده ام. بعضی ها برای اینکه زورشان می آمد برای خرج بیمارستان کمک کنند میگفتند به تو چه ربطی داشت؟!!مملکت قانون و نیروی انتظامی دارد!ولی آن شب اگر من جلو نمی رفتم، ناموس شیعه به تاراج میرفت ونیروی انتظامی خیلی دیر میرسید. شاید هم اصلا نمی رسید…یک آقای ریشوی تسبیح بدست وقتی فهمید من چکار کرده ام گفت : پسرم تو چرا دخالت کردی؟ قطعا رهبر مملکت هم راضی نبود خودت را به خطر بیندازی!
من از دوستانم خواهش کردم که از او برای خرج بیمارستان کمک نگیرند،
آقا جان!من و هزاران من در برابر درد های شما ساکت نمی نشینیم و اگر بارها شاهرگمان را بزنند و هیچ ارگانی خرج مداوایمان را ندهد بازهم نمی گذاریم رگ غیرت و ایمان در کوچه های شهرمان بخشکد

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و نهم فروردین 1393 توسط مرتضی

 

وصیت شهید به یک پرستار

بیمارستــان از مجروحین پرشـده بود…

حال یکی خیـلی بد بود…
رگ هایش پاره پــاره شده بود و خونـریزی شدیدی داشت…
وقتی دکتراین مجــروح را دیدبه من گفت بیاورمش داخل اتاق عمل…
من ان زمان چادربه سرداشــتم.
دکتراشاره کردکه چادرم را دربیاورم تا راحــت تر بتوانم مجـروح را جابه جا کنم…
مجــروح که چند دقیقه ای بـود به هــوش آمده بود ، به سختی گوشه ی چــادرم را گرفت و بریده بریده وسخـت گفت :
من دارم میـروم تا تو چـادرت رادرنیـاوری. مابـرای این چـادر داریم میرویم…
چادرم در مشتش بودکه شهید شــد.
از آن به بعد در سخت ترین و بدترین شرایــط هم چادرم را کنــارنگذاشتم…

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

JAVANENGHELABI - HEJAB 313

ــــــــــــــــــــــــــــــــ


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 توسط مرتضی

 

سال ۱۳۶۲ به همراه جمعی از فرماندهان توفیق زیارت حرم حضرت زینب(سلام الله علیها) را پیدا کردیم. زین الدین هم در آن سفر بود.

آنجا از لحاظ حجاب و رعایت شئونات اسلامی وضع مناسبی نداشت و این موضوع زین الدین را آزرده خاطر کرده بود. مدام می گفت: باید کاری کنیم، خیلی زشته سوریه به عنوان یک کشور مسلمان، همچین وضعی داشته باشه. باید دنبال چاره ای باشیم…

نامه ای نوشت و ابتدای آن آیه‌ی: “إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ ” را آورد. بعد ضمن نارضایتی از وضع حجاب و عفاف و‌… در سوریه، نسبت به اینکه مسئولان مربوطه هیچ دغدغه ای درباره این موضوع ندارند، حسابی انتقاد کرد.

به او گفتم : حالا این نامه رو می خوای به کی بدی؟

گفت: بالاخره به یکی می دیم!

روز آخر وقتی خواستیم سوار هواپیما شویم، نامه را داد دست یکی از مسئولین امنیتی فرودگاه. بعد هم گفت: ما وظیفه داریم امر به معروف و نهی از منکر کنیم، نتیجه اش دیگر ربطی به ما نداره. هر چقدر از دستمون بربیاد، باید تلاش کنیم…

گوشه ای از کتاب”از همه عذر می خواهم” – خاطراتی از شهید مهدی زین الدین

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــjavanenghelabi - zeynoadin

ـــــــــــــــــــــــــــــ

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 توسط مرتضی
یاد وخاطره شهید علی حیدر عشوری درسالروز شهادت

آن معلم قرآن ۱۲اسفند ۶۵درعملیات کربلای ۵ گرامی باد وراهش پررهرو.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یازدهم اسفند 1392 توسط مرتضی

بسم رب الشهداوالصدیقین

(ولا تحسبن الذین قتلوافی سبیل الله امواتابل احیاءعندربهم یرزقون)

گمان مبریدکسانی که درراه خدا کشته شده اندمرده اند،بلکه زندگانی هستندکه نزد خداروزی می خورند.

درود وسلام برپیامبران وامامان بزرگ شیعه،درود وسلام برمهدی موعود(عج)،درودوسلام بربت شکن قرن خمینتی روح الله ودرود وسلام برتمامی شهدای اسلام ازکربلای امام حسین(ع)تاکربلای ایران زمین.

اینجانب محمدنصیری لالیمی فرزندرمضان باتوجه به موقعیت انقلاب اسلامی وفرمایشات بزرگ مرد انقلاب امام خمینی وتاکیدبرادرهاشمی رفسنجانی درمورداعزام کاروانهای کربلا بسوی جبهه ها،برخود واجب دانستم به جبهه های حق عازم شوم تااگرتوانستم خدمت کوچکی به جامعه انقلابی ایران بکنم ودراین راه اگرخداوندلیاقت داددرراه اوشهید شوم.به ملت مبارزوهم محلی های خود وبه شمابعنوان یک برادرکوچکترتوصیه می کنم که به دستورات وفتوای بزرگ مرجع انقلاب گوش فراداده وازادامه دهندگان اصلی خون شهداباشیدتاانقلاب بسوی صاحب اصلی آن(امام زمان(عج))تقویت ورهبری شود.دوستان وهم محلی ها،مسجدهاراپرکنیدودرنمازهای جماعت وجمعه شرکت کنید.دعای کمیل وتوسل راهرچه باشکوهتربرگزارکنیدتاباهمین دعاهای شما،رزمندگان قدرتمنداسلام هرچه سریعترپیروز شوند.

درپایان ازمحلی های خودمی خواهم اگرنسبت به آنهابدی کردم مراببخشندوموردعفوقراردهند.

مطلبی چندبه پدرومادرگرامی:

مادرجان وپدرگرامی،شماراوصی خودقرارداده وناظراعمالم برادربزرگم رجبعلی می باشد.محل دفنم مزارشهداباشد.

مادرجان وخواهرگرامی وفامیلان،اگرسعادت مرایاری کردودرراه خداشهیدشدم هیچگاه درمرگ من گریه نکنید،فقط امام ورزمندگان رادعاکنید ودنباله روانقلاب باشید.

مادرجان ازتومی خواه که ماننددیگرمادران فرزندازدست داده همیشه صبوروبردبارباشیدوبرخدای خودتوکل کنیدوبه خواهرانم توصیه می کنم همچون زینب درمرگ برادرخود صبوروشکیباباشید.

انشاءالله

به امید فتح کربلا

خدایاخدایاتاانقلاب مهدی(عج)خمینی رانگهدار

شنبه 21/10/65(برادرمحمدنصیری لالیمی)

 



برچسب‌ها: شهادت, شهید, وصیت نامه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 توسط مرتضی
شهادت ودیعه الهی است که توسط واسطه فیض ولی الله اعظم به خاصان مجاهد اهدا میشود.

مارا نمیدهند زجامی که بی حد است

این جام تحفه ای به محبان احمد است

از این شراب نیست نصیبی به مدعی

چون ساقیش ذخیره آل محمد است 

میثم رمضانی لالیمی(واله)

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه دوم فروردین 1392 توسط مرتضی

درآخرین ساعات سال ۱۳۹۱خورشیدی یادمی کنم ازهمه شهدای راه فضیلت وگرامی می دارم یاد وخاطره امام شهدا وشهدای گلگون کفن روستای لالیم را.تصویر شهید۸شهید روستای لالیم رانشان می دهد قبل از شهادت شهیده معتمدی.

مخصوصا دلم می خواهد یاد کنم از پدر بزرگ عزیزم که در۱۶فروردین سال ۹۱ به دیدارفرزند شهیدش رفت ومرا تنها گذاشت.

آرزوی سالی خوب رابرای همه هموطنان ورهروان واقعی راه شهدارادارم وامیدوارم سال جدید توام با موفقیت روزافزون وسربلندی ایران عزیزباشد ومشکلات اقتصادی وفرهنگی مردم برطرف شود وبه ظهور امام زمان(عج)نزدیکتر شویم.

سال جدید رابامادرهلوشکسته آغاز ودرپایان نیز با درددل فرزندان زهرا(س)به پایان می بریم .خدایا به حق زهرا اللهم عجل لولیک الفرج.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام اسفند 1391 توسط مرتضی

امروز ۲۷اسفندماه است .۲۶سال پیش درچنین روزی روستای لالیم شاهدتشییع پیکرپاک ۲دوست ورفیق درمحل ودرنبردشهیدان علی حیدرعشوری ومحمدنصیری بود.

به کمیته تشییع شهدای محل اطلاع دادندکه پیکرشهید عشوری بعداز۱۵روز ازشهادتش رجعت کرده .درروستامقدمات فراهم شده وبرای تحویل پیکرشهید برادران به معراج شهدا می روند.یکی ازآنهابرادرشهید نصیری بود که درآن لحظه از شهادت برادرش باخبرنبود.درحقیقت کل روستا ازشهادت محمد نصیری بی اطلاع بودند.درهنگام تحویل شهید عشوری بود که به برادران اطلاع دادندروستای لالیم ۲شهیددارد.برادرنصیری می پرسد که این شهید کیست؟طرف مقابل بی اطلاع ازاینکه فرد مقابل برادرشهید است می گوید:شهید محمد نصیری!

حضور پرشورمردم لالیم درمراسم تشییع شهیدان نصیری وعشوری

اینجابود که برادرنصیری ازشهادت برادرخود باخبرمی شود.مردم روستا که تجمع کرده بودند برای تشییع پیکرشهید عشوری به طور ناگهانی با پیکر دوشهید عشوری ونصیری مواجهه شده وبا شکوه تمام آنان راتاامامزاده عظیم گلزارشهدای لالیم تشییع می کنند.

آی مردم وای برفردایمان

دسته گلهامی روندازیادمان


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391 توسط مرتضی

لحظه وداع حجت الاسلام والمسلمین ولی نژاد (امام جماعت یکی ازشبستانهای مسجد جامع ساری)

با فرزند برومندش طلبه شهید محمدمهدی ولی نژاد

شهادت:۲۷اسفند ۱۳۶۶خرمال عراق عملیات والفجر۱۰



برچسب‌ها: شهید, شهادت
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391 توسط مرتضی

۲۵اسفند سال ۶۵درشلمچه ودرعملیات کربلای ۵به دیدار مولایش حسین شتافت.امروز سالروز شهادت شهیدمحمد نصیری است یادش گرامی وراهش پررهروباد.


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم اسفند 1391 توسط مرتضی

بسمه تعالی

مناجات

خداونداتراسپاس می گویم وستایش می کنم زیراکه تنهاتولیاقت وشایستگی پرستش راداری.خدایامن حقیر باکوله باری ازگناهان بزرگ بسویت حرکت کردم تادرراه تو ودرجهت تداوم انقلاب اسلامی قدم بردارم تاشایدگناهانم راببخشی ومراازخجالت وشرمندگی نزدرسول خودت وائمه معصومین نجات دهی.یاغیاث المستغیثین-ای کسی که فریادرس بیچارگان هستی برس به فریادمابیچارگان که درروزقیامت طاقت آتش تورانداریم.

خدایا تمام گناهانم راازروی غفلت ازیادتوونام تو انجام دادم.پس ای خداای کاش مانندخون می شدی ودرعروقم جریان می افتادی تاهریک ازاعضاوجوارح بدنم درهرلحظه ودرهرحالی که هستندذکرتورا جاری سازندوغافل ازیادونام تونباشندتاگناه انجام ندهند.

خداونداشرم دارم ازاینکه گناهانم زیاداست وعمل نیکم کم.ولی باینحال بسویت حرکت می کنم وبه مبارزه علیه کفربرمی خیزم تادشمنان تورادراقصی نقاط خاک نابودکرده وحکومت تورادرجهان حاکمیت بخشم.تاشایداین قیام مراازقهرآتش دوزخ نجات بخشد.ای خدای بزرگ متعال مراازمجاهدان وزمندگان درگاهت قراربده ومرایاری کن تابتوانم بهتروبیشتر درجهت راه توگام بردارم.

ای خداپس هرچه زودتر رزمندگان ماراپیروز کرده ومراجزورزمندگان پیروز اسلام قراربده.خداونداتوخودوعده کردی به رزمندگان اسلام که(فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجراعظیما)که(برتری دادمجاهدین درراه خدارابرنشستگان وخداوندآنهارااجری عظیم میبخشد)پسببخش مراآنچه که وعده فرموده ای.

آنکس که توراشناخت جان راچه کند    فرزندوعیال خانمان راچه کند

دیوانه کنی هردوجهانش بخشی         دیوانه توهردوجهان راچه کند

خدایاآنچنان که می بایست تورابشناسم نشناختم وآنچنانکه بایست حق بندگیت رابجاآورم نتوانستم بااین حال بسوی توآمدم چون به من وعده اجرآخرت رادادی ومن عاشق بهشت توام.ازاین جهان رخت بربستم چون این جهان برای من همانندقفس تنگ است ومن هم مانند کبوترداخل قفس هستم.می خواهم که ازاین دنیا هجرت کرده وبسویت پروازکنم وبه اوج خوشبختی وسعادت برسم وهمچون پرندگان آزاددرجهان بی انتهای آخرت برای رسیدن به معشوقم که توباشی پروازنمایم.

پس ای خدامارابیامرز وپدرومادرمارابیامرزوتامارانیامرزیدی ازاین دنیامبر.مرگ ماراباشهادت وزندگی ماراباسعادت یکسان بگردانچون شهیدان رااجریست عظیم به درگاه عبودیت تو.

ادامه دارد......



برچسب‌ها: شهادت, شهید, وصیت نامه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهاردهم اسفند 1391 توسط مرتضی

درآخرین روزماه فروردین سال۱۳۴۸درخانواده ای مذهبی درروستای لالیم ازتوابع شهرستان ساری کودکی دیده به جهان گشود که نامش راعلی حیدر نهادند.بیش از۵بهار ازعمرشریفش راپشت سرنگذاشته بود که سایه پرمهر پدرازسرش کوتاه شدوگرد یتیمی بررخسار پاک ومعصومش نشست.

علی حیدر با توجه به استعدادوافروخدادادی،تحصیلات ابتدائی رابامعدل عالی بعنوان شاگرد ممتاز دردبستان شهید تقوی لالیم ومقطع راهنمائی رادرمدرسه شهیدیوسف نژادسورک طی نموده است.پایه های اول ودوم دبیرستان رادرهنرستان شهیدخیری مقدم ساری دررشته ساختمان گذراند.

وی درتاریخ ۵/۸/۱۳۶۲به عضویت بسیج درآمد ودرزمینه های مختلف دربسیج فعال بود.دردوران فعالیت خوددربسیج بعنوان معلم قرآن به کودکان ونوجوانان درمسجد جامع محل قرآن می آموخت.درتاریخ ۱۰/۹/۱۳۶۵درجهت اطاعت ازفرمان حضرت امام خمینی(ره)مبنی برحضور درجبهه هابرای دیدن آموزش نظامی به پادگان ولی عصر(عج)گهرباران رفت وپس ازطی دوران آموزشی به مدت ۴۵روزدرتاریخ ۳۰/۱۰/۶۵وارد جبهه های نبردحق علیه باطل شد.به محض ورود وصیت نامه خود رانوشت گوئی که می دانست به دیدار یارخواهدرفت.

شهیدعشوری درمیان لاله های شکفته شده مناطق عملیاتی

نوشته ای  که ازدفترخاطرات داخل جیب لباس رزمی خون آلودش به دستمان رسیدنشان می دادکه عاشق جمال حق شده...

عاشقی ازخویش هجرت کردن است           نیست عاشق آنکه دربند تن است

عاشقان بارسفربربسته اند                      رشته جان ازجهان بگسسته اند

سرانجام علی حیدر عزیزبعدازرشادتهاودلاوریهادرسن هفده سالگی ودرتاریخ۱۲/۱۲/۱۳۶۵درعملیات کربلای۵درمنطقه شلمچه ندای حق رالبیک گفته وبه درجه رفیع شهادت نائل آمد.پیکرپاکش ۱۵روزپس ازشهادت همراه باپیکر شهید بزرگوارمحمدنصیری لالیمی درتاریخ ۲۷/۱۲/۱۳۶۵باحضور امت شهیدپروردرشهرستان ساری تشییع ودرروستای لالیم درجوارامامزاده عظیم ودرکناردیگرشهدابه خاک سپرده شد.               یادش گرامی وراهش پررهروباد

kidh7p916g6e6ukbd0rf.jpg

تشییع پیکرپاک شهیددرساری

ای شهید

پرچمی راکه توبرافراشته ای هرگزبرزمین نخواهیم گذاشت

 



برچسب‌ها: شهادت, شهید, وصیت نامه
نوشته شده در تاريخ شنبه دوازدهم اسفند 1391 توسط مرتضی

انواع واقسام تزهای سرنگونی درون جمهوری اسلامی توسط گروهکهاپیاده شد.تزفیدل کاستروئی،یعنی انقلاب ازطریق محاصره ازطریق بالای جنگلهابه طرف شهرهادرداخل ایران پیاده شدوشکست خورد.هر تزی راکه دررابطه با سرنگونی جمهوری اسلامی بود،به کاربردیم وشکست خوردیم.حداقل آنقدرشرافت داشته باشیم،بیائیم وعنوان بکنیم که ماحقانیت نداریم.این شرافت راداشته باشیم و مطرح بکنیم که ماانواع واقسام حیله هاوتوطئه هارابرعلیه جمهوری اسلامی به کاربردیم وشکست خوردیم.اگرماحقانیت داشته باشیم به اندازه سرموئی،اگرمبارزه مسلحانه برعلیه جمهوری اسلامی حقانیت داشته،بایددریک موردمنجربه این می شد که مردم وملت ایران را،بخشی ازملت ایران رابه خودجذب بکندواینهانشان دهنده این است که ماباطلیم.

                                                        رهام ضرغامی ازاعضاءاتحادیه کمونیستها

گرامی باد یادوخاطره شهدای حماسه ۶بهمن سال ۶۰آمل



برچسب‌ها: باشهدا, برگی ازتاریخ, شهید
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پنجم بهمن 1391 توسط مرتضی
وقتی نوبت مقابله با توطئه های دشمنان،منافقین،فاسقین،منحرفین وملحدین شد،استانی که درمقابل دشمنان ازهرنوع سینه سپرکرد،استان مازندران بود.

                                          مقام معظم رهبری درسفربه مازندران-۱۳۷۴

گرامی بادیادوخاطره ۴۰شهید گلگون کفن ۶بهمن سال ۶۰شهرستان آمل دردرگیری بامنافقین کوردل

آن روز،روزپرپرشدن صدهاجوانه بود                              آن روزآمل شبنم چشم زمانه بود

جزنغمه های سوگ،دگرشبنمی نبود                           گویی نوای حماسه تنهاترانه بود

                                                       شعرازداریوش هنودئی -آمل



برچسب‌ها: باشهدا, برگی ازتاریخ, شهید, شهادت
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پنجم بهمن 1391 توسط مرتضی

زندگینامه شهید حجت الاسلام والمسلمین عبدالحسین اکبری

بسم رب الشهداوالصدیقین

ملت ایران دراین فاجعه بزرگ72تن بیگناه به عدد شهدای کربلاازدست دادند.

امام خمینی(ره)

شهید حجت الاسلام والمسلمین عبدالحسین اکبری درسال1315دریک خانواده مذهبی درروستای لالیم ازتوابع شهرستان ساری پا به عرصه گیتی نهاد.عشق وایمان وعلاقه مذهبی وی به اسلام وشریعت ناب محمدی موجب گردیدکه به جهت تحصیل علوم دینی ابتدادرکوهستان درمحضرحضرت آیت الله کوهستانی وسپس درحوزه علمیه شهرستان ساری مشغول به تحصیل گردد.پس ازطی تحصیلات مقدماتی درسال1335به حوزه علمیه مشهدمقدس مهاجرت نموده وادبیات عرب(صرف ونحوومنطق ومعانی وبیان)ویکدوره فقه واصول استدلالی رانزداساتیدبزرگ آن عصر،آیات عظام،حاج شیخ هاشم قزوینی،حاج سید هادی میلانی ومیرزااحمدمدرس فراگرفتند.شهید اکبری درسال 1346برای تکمیل تحصیلات وکسب معارف اسلامی عازم عتبات عالیات ونجف اشرف شدندودرحوزه علم وفقاهت،نجف اشرف ازمحضرمراجع عظام واساتید معروف خارج فقه واصول ازجمله بنیانگذارجمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره)،آیت الله حکیم،آیت الله شاهرودی وآیت الله خوئی بهره های فراوان بردند.

 

 

درسال1353براثرتیرگی روابط ایران وعراق وپس ازسالهاتلاش وکوشش پیگیرووقفه ناپذیردرتحصیل وفراگیری علوم اسلامی به وطن مهاجرت نموده وبا سخنرانیها ومنبرهای موثروسازنده به ارشادوهدایت خلق پرداختند.شهید حجت الاسلام والمسلمین اکبری درمبارزات امت اسلامی وانقلابی ایران برای تشکیل حکومت اسلامی،شرکت فعال ومستمرداشت.همیشه درجلسات تفسیرقرآن ومجامع دیگرباخطبه ها وسخنرانیهای پرشور درنشرافکارانقلابی وافشای ماهیت پلید رژیم پهلوی تمام توانش رابه کارگرفته ودراین راه هیچ هراسی به خودراه نمی داد.

پس ازپیروزی شکوهمندانقلاب اسلامی ایران به رهبری پیامبرگونه حضرت امام(ره)ضمن مبارزه باخطوط فکری ضدانقلاب وجریانهای انحرفی والتقاطی جامعه،ایشان درسال 1358عضویت هیئت هفت نفره واگذاری اراضی کشاورزی راپذیرفتندودراین زمینه جهت رفع اختلافات ونزاعهای محلی درروستاهای حومه شهرستان ساری تلاش پیگیروفراوان داشتند.

حجت الاسلام والمسلمین اکبری مردی متعهد،فداکاروخدمتگذارخلق بود ودرسرکشی به ایتام ومستمندان وکودکان بی سرپرست هرگزدریغ نداشت ودرمشکلات وسختیهاورنجهای زندگی اسطوره مقاومت بود.ایشان ازکودکی طعم رنج راچشیدودرمیان مردم محروم می زیست وازنزدیک بادردهای مردم محروم ومستضعف آشنا بود.ایشان مصداق حقیقی(اشداءعلی الکفارورحماءبینهم)بودچراکه نسبت به کفارومنافقین شدید وسختگیر ودربین مومنین ومحرومکین پرمحبت ومتواضع بود.

 

شهیداکبری دارای خصائص ویژه ای درزندگی بودکه مردم مومن ومسلمان وحق شناس شهرستان ساری وحومه به این امروقوف دارند.ایشان دارای خصائص عالی همچون تواضع ،زهدوتقوابوده وبه خاندان ولایت وامامت عشق می ورزیدند.برای فرائض دینی وشرعی اهمیت زیادی قائل بودندونمازاول وقت راهمیشه تاکیدداشتند.ذکر سوره مبارکه حمددرابتدای اکثرمنبرهای ایشان وتاکیدفراوان برقرائت صحیح نمازازایشان برای مردم شهرستان ساری وحومه به یادگارباقی مانده است .ایشان پس ازعمری زندگی سراسررنج وتلاش برای آرمانهای اسلامی وتحصیل وتعلیم وخدمتگذاری به قرآن ومکتب اهل بیت مخصوصاسروروسالارشهیدان حسین بن علی(ع)سرانجام درشامگاه هفتم تیرماه سال1360درحادثه بمب گذاری دردفترحزب جمهوری اسلامی درتهران به همراه شهید مظلوم بهشتی ودیگریاران صدیق وفرزندان متعهداسلام وامام وامت به دست منافقین کوردل به شرف شهادت نائل آمدوبه ملکوت اعلی پیوست.شهیداکبری به هنگام شهادت 45سال سن و6فرزندازخودبه یادگارگذاشته است.

(یادش گرامی ویادش پررهرو باد)

پیکرپاک ومطهرشهید



برچسب‌ها: شهید, شهادت, وصیت نامه
نوشته شده در تاريخ شنبه شانزدهم دی 1391 توسط مرتضی

امروز زنده نگه داشتن یادشهداکمترازشهادت نیست.

                                        مقام معظم رهبری

یازدهمین یادواره شهدای روستای لالیم دراربعین امام حسین(ع)ویاران باوفایش با حضور امت شهید پرور وسخنرانی حجت الاسلام والمسلمین قاسمی امام جمعه موقت ساری درمسجدجامع لالیم برگزار گردید.ازطرف خودم وهمه خانواده های شهداازحضورگرم همه عزیزان تقدیر وتشکرمی کنم.انشاءالله همه مادرادامه دادن راه شهیدانمان ثابت قدم بمانیم.

 



برچسب‌ها: شهدا, شهادت
نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم دی 1391 توسط مرتضی

درآستانه اربعین حسینی ویادواره شهدای لالیم ازآخرین فرزند شهید رمضانی(خواهرخودم)که بعدازشهادت شهید بدنیا آمدخواستم که شعری رادروصف شهدای لالیم بسراید.درزیر متن کامل شعررامی آورم:

دروصف شهدای لالیم

مخصوصاپدرم

سلام ای رادمردان خدائی                                       سلام ای نُه شهیدانبیائی

من اینجاآمدم تاباشماها                                          بگویم درددل راباشماها

بگویم ازشمامردان گلگون                                        که شددلهای برفی تان پُرازخون

بگویم ازتقوی وقلی پور                                           که بودندهاله ای ازنور،ازنور

بگویم صادقی آن مردسرباز                                      صدیقه معتمدکه بوده جانباز

بگویم پاسداری راکه آری                                         حسین جانم ازآن دل بودجاری

نصیری بودسربازی که آخر                                       پریدورفت وخون شد قلب مادر

بگوروحانی مااکبری کو؟                                          که با۷۲لاله پرازبو

پریدندوبه آن سوپرکشیدند                                       وبردلهای ماخنجرکشیدند

محمدمهدی ای مرددلاور                                         بیابرگردای همپای رهبر

بیاروحانی درراه مانده                                            که این امامه باصدآه مانده

شهید۷تیرماکجائی؟                                              امان ازدردداغ این جدائی

ابوالقاسم بسیجی دلاور                                        شنیدم پیش توآمدبرادر!

بگوبینم تویحیی راندیدی؟                                       قلی پوردلاراراندیدی؟

علی حیدربیاای دانش آموز                                     برای بچه هاقرآن بیاموز

کلاس درس بی توسردمانده                                   وبعدازتودلی پردردمانده

محمدجان محرم رفت وآنی                                    نمی آئی حسین جانم بخوانی؟

صدای نوحه هایت راشنیدم                                   همان وقتی تورادرخواب دیدم!

بیافرزندخودرابین برایت                                         که می خواندحسین جانم برایت 

بگویم رادمردان خدائی                                         بگویم نُه شهیدانبیائی

که وقتی حرفهایم راشنیدید                                 پریدیدوبه آن سوپرکشیدید

درون آسمان کردیدمنزل                                       به بابایم بگوئی ازته دل

بگوئیداین دل ازدوری کباب است                            برای دیدنش هرلحظه آب است

خداحافظ دگرحرفی نمانده                                   وبغضی سردهم درسینه مانده

خداحافظ شهیدان خدائی                                    بلاجویان دشت کربلائی

                                                                                              مهدیه رمضانی لالیمی

دهم دی ماه ۱۳۹۱هجری شمسی

۱۶صفر۱۴۳۴هجری قمری 



برچسب‌ها: شهید, پدر
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم دی 1391 توسط مرتضی